معنی حمقاء
4 بازدید
[ حَ ] (ع ص تفضیلی) مؤنث احمق. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به احمق شود. - بقلةالحمقاء؛ درخت خرفه است. (منتهی الارب). و آن سبزی را حمقاء نامند. زیرا در کنار نهرهای آب میروید و جریان آب آنرا از ریشه میکند و با خود میبرد. باز در همان مسیر ریشهٔ خود را بند میکند و میروید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حمقاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر