معنی حمساء
6 بازدید
[ حَ ] (ع ص) مؤنث احمس. زن درشت در دین و دلاور در جنگ. (اقرب الموارد). ج، حُمس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سنة حمساء؛ سال سخت و شدید. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ حَ ] (اِخ) کعبه بدان جهت که سنگ آن سپید مایل بسیاهی است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حمساء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر