معنی حمران
7 بازدید
[ حُ ] (ع ص) حُمر. جِ احمر. سرخ رنگ ها. || مردان بی سلاح در جنگ. (منتهی الارب).[ ] (اِخ) ابن جابر. یکی از صحابه است و جد عبداللََّه بن بدر بود. (قاموس الاعلام). و رجوع به الاصابة شود.[ ] (اِخ) ابن حارثة الفزاری. یکی از صحابه است و در معیت هفت برادرش بحضور حضرت رسول تشریف حاصل نموده بزمرهٔ صحابه درآمد و در بیعت رضوان حاضر بوده. (قاموس الاعلام). و رجوع به الاصابة شود.
کلمات همقافیه با «حمران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر