معنی حمام رفتن
7 بازدید
[ حَ مْ ما رَ تَ ] (مص مرکب) رفتن به گرمابه. || در تداول عوام، کنایه از مباشرت و آرمیدن مرد با زن.
کلمات همقافیه با «حمام رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر