معنی حلوة
5 بازدید
[ حُ وَ ] (ع ص) مؤنث حُلو. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به حلو شود.[ حُ وَ ] (ع اِ) نام قسمی ریش [ جراحت ] که بر تن آدمی پدید آید. (قانون بوعلی کتاب ۳ چ تهران ص ۸۹).
کلمات همقافیه با «حلوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر