معنی حلالزاده
4 بازدید
[ حَ دَ ] (ص مرکب) کسی که نطفه اش از راه مشروع منعقد شده باشد: حلال زادهٔ صورت چه سود زآنکه فعالش در آزمایش معنی باصل باز بخواند.خاقانی. کای پاک دل حلال زاده بردار که هستم اوفتاده.نظامی. صاحب هنری حلال زاده هم خاسته و هم اوفتاده.نظامی. الحق امنای مال ایتام همچون تو حلال زاده بایند.سعدی.
کلمات همقافیه با «حلالزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر