معنی واژه حقیبة
7 بازدید
[ حَ بَ ] (ع اِ) ظرفی است شبیه به خرجین که رفاده و مزاده نیز نامندش. آنرا بر پشت بندند یا بر زین افکنند. رفاده در دنبالهٔ قتب و باردان. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، حقائب. (منتهی الارب). جامه دان. (دهار). باردان. توشه دان. حکبه : و از این ناحیت [ گوزگانان ] اسبان بسیار خیزد و نمد و حقیبه و تنگ اسپ. (حدود العالم). وزیر او که جهینهٔ اخبار و حقیبهٔ اسرار بود نگرفتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۴). یک کس را آماده کند و نهاد او را حقیبهٔ انواع تسلط و اقتحام و شطط و انتقام گرداند. (جهانگشای جوینی).