معنی حفیظة
6 بازدید
[ حَ ظَ ] (ع اِ) بازداشت از ناروا. || حمیت. || کینه و خشم. (مهذب الاسماء). خشم. (منتهی الارب). خشم و آزار. || طبیعت. ج، حفائظ.
کلمات همقافیه با «حفیظة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظة» برای سرودن شعر