معنی حفظة
6 بازدید
[ حَ فَ ظَ ] (ع ص، اِ) جِ حافظ. نگاهبانان. - حفظهٔ قرآن؛ آنانکه قرآن را از بردارند. || نگاهدارندگان. حراس. پاسبانان. سدنه. ضبّاط: با دلی قوی و عزمی ذکی با حفظهٔ آن قلعه جنگ آغاز نهاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || فرشتگان نگاهبان و نویسندهٔ اعمال. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حفظة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظة» برای سرودن شعر