معنی حفظاللََّهخان
7 بازدید
[ حِ ظُلْ لاه ] (اِخ) پسر سعداللََّه خان وزیر شاه جهان. او از دست عالمگیر حکمرانی سیوستان داشت و هم بدانجا در سال ۱۱۱۲ هـ . ق. درگذشت. وی مردی بخشنده و کریم بود و کرتی هزار فقیر را بمهمانی خواند و بر دست هر هزار تن خود آب ریخت. وی در فارسی شاعری شیرین سخن است و از اوست: ای آنکه سراپا همه لطف و نمکی بر برگ گل تازه چکیده نمکی جز شیر ز پستان ملاحت نمکی پیغمبر خوبانی اما نه مکی. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «حفظاللََّهخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر