معنی واژه حطاطة
6 بازدید
[ حَ طَ ] (ع ص، اِ) مرد خرد و ریزه. || دختر خردسال. || هر چیز که خرد دانند آنرا. || یکی حَطاط. یعنی یکی از دمیدگیهای روی و سر نره که ریم دهد و قرحه نکند. (منتهی الارب). یکی بثره و دانه از دمیدگیهای روی. برجستگی روی. (مهذب الاسماء). بردمیدگی روی.