معنی حصص
6 بازدید
[ حِ صَ ] (ع اِ) جِ حصة. (منتهی الارب) (آنندراج). قسمتها. بهره ها: بشر قم را مساحت کرد و به سه هزارهزار درم و کسری رفع آن بنوشت پس از آنکه حصصی معافه و مسلّمه که در دستهای مردم بود که آنرا مساحت نمیکردند وضع کرد و معاف و مسلم داشت. (تاریخ قم ص ۱۰۵). در ذکر ضیاع و حصص سلطان بقم و آوه. (تاریخ قم ص ۱۸).[ حَ صَ ] (ع اِمص) موی رفتگی از سر. کم مو شدن سر. (منتهی الارب) (آنندراج). || دویدن. (غیاث از لطایف).
کلمات همقافیه با «حصص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صص» برای سرودن شعر