معنی حشرخرام
5 بازدید
[ حَ خَ ] (ص مرکب) زنی که از زیبایی و رفتار جمیلانهٔ خود فتنه برمی انگیزاند و هنگامه برپا میکند. (ناظم الاطباء). رجوع به حشرگائی و حشری شود.
کلمات همقافیه با «حشرخرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر