معنی حشرتو
7 بازدید
[ حَ شَ ] (اِخ) قریه ای نزدیک سمرقند. (حبیب السیر چ طهران جزء۳ از ج ۳ ص ۲۲۶ س ۶ و چ خیام ج ۴ ص ۵۳).
کلمات همقافیه با «حشرتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر