معنی حشحشة
11 بازدید
[ حَ حَ شَ ] (ع مص) جنبیدن. || پراکنده شدن. حشحاش.[ حَ حَ شَ ] (ع اِ) بانگ جامه. خش خش.
کلمات همقافیه با «حشحشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر