معنی حسین حلی
6 بازدید
[ حُ سَ نِ حِ لْ لی ] (اِخ) ابن کمال الدین الابزر الحسینی الحلی ادیب شاعر رجال شناس. او راست: کتاب الرجال. (معجم المؤلفین از شعراء الحلهٔ خاقانی ج ۲ ص ۷۸) (بروکلمان ج ۲ ص ۳۷۳) (ذریعه ج ۹ ص ۲۰ و۲۸) (فهرست دانشگاه ج ۳ ص ۵۶۷) (سلافة ص ۵۴۵).[ حُ سَ نِ حِ ل ل ] (اِخ) ابن دره نیلی عالم فقیه بود و در نیل در ۶۴۴ هـ . ق. درگذشت و جنازه اش را به حله بردند. تصانیف دارد. (معجم المؤلفین از اعیان الشیعه).
کلمات همقافیه با «حسین حلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر