معنی حسودی
22 بازدید
[ حَ ] (حامص) بدخواهی. رشگنی. حَسَد: کسی که غال شد اندر حسودی تو ملک خدای خانهٔ وی جای رحبه دادش غال. عماره. اگرچه حسودی ز هر در بود برادر هم آخر برادر بود.(یوسف و زلیخا).
کلمات همقافیه با «حسودی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر