معنی حسن یمنی

معنی حسن یمنی

[ حَ سَ نِ یَ مَ ] (اِخ) ابن عبدالله یمینی شیعی اسماعیلی. او راست: «فواتح الانعام» که در ۱۲۶۵ هـ . ق. نگاشته. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۳۰۲).
[ حَ سَ نِ یَ مَ ] (اِخ) ابن اسحاق مکنی به ابومحمد و ابن ابی عباد نحوی. درگذشتهٔ ۴۷۰ هـ . ق. او راست: «المختصر» در نحو. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۷۴).
[ حَ سَ نِ یَ مَ ] (اِخ) ابن احمد جلال الدین بن محمدبن علی بن صلاح زیدی معروف به ابن جلال صنعانی. درگذشته در همانجا ۱۰۷۹ هـ . ق. او راست: البدیعیة و شرح آن و بیست وسه کتاب دیگر که در هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۹۵ و اعلام زرکلی ص ۲۲۲ یاد شده است.
[ حَ سَ نِ یَ مَ ] (اِخ) ابن علی بن داودبن حسن علی بن مؤید در ۹۸۵ هـ . ق. در صعده امام یمن شد، پس مراد پاشا والی یمن لشکری برای سرکوبی او به سرداری امیر سنان فرستاد، وی در کوه اهنوم متحصن گردید و بعداً اسیر و به ترکیه فرستاده شد و در آنجا در ۱۰۲۴ هـ . ق. درگذشت. (زرکلی ۲۳۳ از خلاصة الاثر ج ۲ ص ۲۹).
[ حَ سَ نِ یَ مَ ] (اِخ) ابن علی بن عمران مکنی به ابوالقاسم و ملقب به حمیدی فقیه (۶۱۱-۶۷۷ هـ . ق.). او راست: «ذیل طبقات ابن سمرة». (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۸۲).

کلمات هم‌قافیه با «حسن یمنی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید