معنی حسن قمری
5 بازدید
[ حَ سَ نِ قَ مَ ] (اِخ) ابن نوح مکنی به ابومنصور بخاری پزشک. درگذشتهٔ ۳۸۰ هـ . ق. او راست: «امراض الصدر» و هشت کتاب طبی دیگر او در هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۷۲ یاد شده است.
کلمات همقافیه با «حسن قمری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر