معنی حسن فروختن
5 بازدید
[ حُ فُ تَ ] (مص مرکب) حسن فروشی کردن. زیبایی خود را به رخ دیگران کشیدن : هر سروقد که بر مه و خور حسن میفروخت چون تو درآمدی پی کار دگر گرفت.حافظ.
کلمات همقافیه با «حسن فروختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر