معنی حسن فرنگ
4 بازدید
[ حُ نِ فَ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایت از حسن سفیدچهرگان است، چنانکه فرنگیان را میباشد: ز بس داغند گلهای چمن از آب و رنگ او گلستان لاله زاری گشته از حسن فرنگ او. فطرت (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «حسن فرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر