معنی حسن رئیسالمجاهدین
6 بازدید
[ حَ سَ نِ رَ سُلْ مُ هِ ] (اِخ) (میرزا...) پسر شیخ الاسلام قزوینی. یکی از سران مجاهدین مشروطه خواه است که در قزوین دسته ای فراهم ساخت و با صد تن از ایشان برای کمک به مجلس شورای ملی در مقابل محمدعلیشاه بسوی تهران حرکت کرد و انجمن های تهران با شکوه فراوان از ایشان پیشواز کردند و با شکوه در خیابانها سان و رژه رفتند و مجلس رسماً از ایشان تشکر کرد، و چون به ظاهر با شاه آشتی شد مجلسیان خوش باور ایشان را به قزوین بازگردانیدند. عکس این مرد در تاریخ مشروطه کسروی هست. رجوع به تاریخ مشروطه ص ۴۰۶، ۵۲۶ و ۵۳۰ شود.
کلمات همقافیه با «حسن رئیسالمجاهدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر