معنی حسری
5 بازدید
[ حَ را ] (ع ص) جِ حسیر. (منتهی الارب). فروماندگان. || ناقة حسری؛ شتر مادهٔ مانده. (منتهی الارب).[ حَ را ] (اِخ) نام اسب عبداللََّه بن حیان.
کلمات همقافیه با «حسری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر