معنی حسامالدین چلبی
5 بازدید
[ حُ مُدْ دی چَ لَ ] (اِخ) حسن بن محمدبن اخی ترک. از اصحاب مولانا جلال الدین بلخی رومی بوده و به سال ۶۸۴ هـ . ق. درگذشته است و قبر وی پهلوی مزار مولانا می باشد. مولانا مثنوی را بنابه خواهش او سروده است. حسام الدین به قدری در نظم مثنوی مؤثر بوده است که از هنگام فوت زوجهٔ حسام الدین به سال ۶۶۲ هـ . ق. تا دو سال سرودن مثنوی متوقف گردیده و از سال ۶۶۴ هـ . ق. دوباره نظم آن شروع شده است. نام حسام الدین چلبی مکرر در مثنوی و غزلیات مولانا دیده میشود. (نفحات الانس جامی چ ۱۳۳۶ هـ . ش. ص ۴۶۸) (قاموس الاعلام ترکی) (تاریخ مفصل ایران عباس اقبال صص ۵۳۵-۵۳۶) (فهرست «فیه ما فیه»). و رجوع به حسام الدین ارزنجانی شود. نام چلبی در مثنوی بسیار آمده و از آن جمله است : ای حسام الدین ضیاء ذوالجلال چون که می بینی چه میجوئی مقال؟ ای حیات دل حسام الدین بسی میل میجوشد به قسم سادسی. شه حسام الدین که نور انجم است طالب آغاز سفر پنجم است. مولانا گاه او را ضیاء و گاه ضیاءالحق لقب میدهد: ای ضیاءالحق حسام الدین توئی که گذشت از مه به نورت مثنوی زان ضیا گفتم حسام الدین ترا که تو خورشیدی و این دو وصفها. ای ضیاءالحق تو دیدی حال او حق نمودت پاسخ افعال او. چون ضیاءالحق حسام الدین عنان بازگردانید ز اوج آسمان. ای ضیاءالحق حسام الدین بیار این سیم دفتر که سنت شد سه بار. ای ضیاءالحق به حذق رأی تو حلق بخشد سنگ را حلوای تو. ای ضیاءالدین حسام الدین راد اوستادان صفا را اوستاد.
کلمات همقافیه با «حسامالدین چلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر