معنی حسامالدین حلی
5 بازدید
[ حُ مُدْ دی نِ حِ لْ لی ] (اِخ) محمودبن درویش علی حلی. وی در ۱۰۶۸ هـ . ق. اجازه ای برای محمدبن دنانةبن حسین کعبی نجفی بر پشت «من لایحضره الفقیه» و نیز اجازه ای دیگر برای سید محمود نجفی نوشته است. (الذریعه ج ۱ صص ۱۶۷-۱۶۸). وی شاگرد بهائی و استاد شیخ ابوالحسن شریف عاملی اصفهانی و بهاءالدین مختاری بوده است. (ذریعه ج ۱ ص ۲۰۸ و ج ۴ ص ۲۳۰).
کلمات همقافیه با «حسامالدین حلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر