معنی حسامالدین قزوینی
5 بازدید
[ حُ مُدْ دی نِ قَ زْ ] (اِخ) به نیابت بوقا به شیراز رفت. و صد و پنجاه تومان از اموال دیوانی بر وی ثابت کردند، و بر اثر آن ارغون وی را عزل کرده و یرلیغ داد که عمال بوقا دفترها بسپارند و از اعمال معزول باشند، و از این معنی بوقا رنجیده و از آن وقت آغاز مخالفت ارغون کرد. (حبیب السیر جزو اول از مجلد ثالث چ سنگی تهران ص ۴۴) (تاریخ مفصل ایران از عباس اقبال ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «حسامالدین قزوینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر