معنی حسامالدین عمر
5 بازدید
[ حُ مُدْ دی عُ مَ ] (اِخ) ابن حاجی بدرالدین. رجوع به حسام الدین شوهلی شود.
کلمات همقافیه با «حسامالدین عمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر