معنی حساب داشتن

معنی حساب داشتن

4 بازدید
[ حِ تَ ] (مص مرکب) حساب داشتن با کسی؛ با او معاملهٔ نقد و نسیه و مانند آن داشتن. || حساب داشتن در یک شعبهٔ بانک؛ حساب جاری یا پس انداز در آن بانک داشتن. || حساب نگاه داشتن : حساب امشب و فردا به زلف او همی دارم شمار ظلم و بیداد کسی برهم نمیگردد. نظیری (ارمغان آصفی). - حساب از خود داشتن؛ کنایه از مغرور بودن. خاکساری پیش مغروران ندارد اعتباری گر حسابی داری از خود در حساب ما مباش. سلیم طهرانی (از ارمغان آصفی).

کلمات هم‌قافیه با «حساب داشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید