معنی حساب برهم زدن
5 بازدید
[ حِ بَ هَ زَ دَ ] (مص مرکب) پریشان کردن و سررشتهٔ حساب از دست دادن : شکرلب میشنید و دم نمی زد حساب ناز را برهم نمی زد. سلیم (از آنندراج) (ارمغان آصفی). || تقلب کردن در حساب. || جر زدن در قمار.
کلمات همقافیه با «حساب برهم زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر