معنی حسابدان
5 بازدید
[ حِ ] (نف مرکب) دانندهٔ حساب. حساب داننده. کسی که از حساب سر در می آورد. || کنایه از قانون دان. (آنندراج): بسیار کم شمردن ما لایق تو نیست شاه آن بود که خوب نداند حساب را. یحیی کاشی (از ارمغان آصفی). || زبان دان. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حسابدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر