معنی حسابداری
4 بازدید
[ حِ ] (حامص مرکب) عمل حسابدار. محاسبه. حِساب. شمار. || (اِ مرکب) ادارهٔ محاسبات.
کلمات همقافیه با «حسابداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر