معنی حزر کردن
6 بازدید
[ حَ کَ دَ ] (مص مرکب) تخمین زدن. حدس زدن : تا اصلی و دستوری بود مسّاح و زمین پیمای را مساحت کردن و زمینها پیمودن و حزر کردن موضع را. (تاریخ قم ص ۱۰۷).
کلمات همقافیه با «حزر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر