معنی حریضی
5 بازدید
[ حُ رَ ] (ص نسبی) نسبت است به حُرَیض که تصغیر حرض است. (از سمعانی).[ حُ رَ ] (اِخ) محمدبن عبدالرحمان، مکنی به ابوالفضل نیشابوری. محدث است.
کلمات همقافیه با «حریضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر