معنی حریضة
6 بازدید
[ حُ رَ ضَ ] (اِخ) نام موضعی از بلاد هذیل که تأبط شراً در آنجا بقتل رسید و مادرش در شعری که در رثاء پسر سرود نام این محل را یاد کرد. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «حریضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر