معنی حرورت
5 بازدید
[ حَ رَ ] (ع اِمص) حَرورة. آزادی. آزادمردی. || سوزش و تیزی طعامی در دهان. حروریت.
کلمات همقافیه با «حرورت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر