معنی حروان
5 بازدید
[ ] (اِخ) از روستای حی به اصفهان: و به حروان از روستای حی آتشی بنهاد [ شاپور ذوالاکتاف ] سرود شاذران نام کرد و از خان لنجان اوقاف بسیار کرد آنرا... (مجمل التواریخ و القصص ص ۶۷). و ابن بلخی این کلمه را بصورت «بوان جرواءان» یا «یوان جزوان» آورده است. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۷۲). و رجوع به مزدیسنا تألیف محمد معین چ ۱ ص ۲۴۰ شود.
کلمات همقافیه با «حروان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر