معنی حرمون
6 بازدید
[ ] (هندی، اِ) لغتی هندی است و آن اردء اجناس آهن است.[ ] (اِخ) به معنی قلهٔ بلند و یا بمعنی ممتنع الوصول یا مقدس میباشد و صیدونیان آنرا سریون درخشنده و اموریان سیز یا شیز میگفتند. (غزلهای سلیمان ۴:۸). اما عبرانیان آنرا کوه سیؤن مینامیدند. (سفر تثنیه ۴:۴۸). و آن قسمت مرتفع کوه شرقی میباشد که بمسافت ۴۰ میل بشمال دریای جلیل و ۳۰ میل بجنوب غربی دمشق واقع، و فعلاً به جبل الشیخ معروف است، و چون دارای سه قله میباشد در مزمور ۴۲:۶ آنرا کوههای حرمون خطاب نموده است. و در ایام سابق در طرف شمال ملک بنی اسرائیل واقع میشد. (سِفرِ تثنیه ۳:۸ و ۴:۴۸ و صحیفهٔ یوشع ۱۱:۳ و ۱۷ و ۱۳:۱۱). و حرمون و تابور نمونهٔ نیکوئی برای سایر کوههای زمین موعود میباشد. (مزامیر ۸۹:۱۲ و ۱۳۳:۳). بعید نیست که قصد از اسمهای متعدد آن، قله های مختلفش باشد. (انجیل متی ۳:۹ سرود ۴:۸ و اول تواریخ ایام ۵:۲۳). ارتفاعش از سطح دریا نه هزار و چهارصد قدم میباشد و برفش در بعضی جاها در تمام سال باقی ماند و از دور مثل خطوط سیمین نمودار گردد و گاهی از اوقات آن قله هایی را که به کوه دحی معروف و بشمال وادی یزرعیل واقع است حرمون صغیر گویند، لکن جبل شیخ فقط همان کوهی میباشد که در کتاب مقدس حرمون نامیده شده است و تخمیناً بمسافت ۳۰ میل از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته سنگهایش آهکی و طباشیری و سخت میباشد. در دامنهٔ شرقی و جنوبیش بعضی سنگهائی که از کوه آتش فشان اند دیده شود. سرش دارای سه قله میباشد که دو تا بطرف مشرق و یکی بطرف مغرب واقع شده و مسافت دو تای شرقی از یکدیگر چهارصد ذرع و ارتفاعش نه هزار و چهارصد قدم میباشد. اما قلهٔ سوم بقدر ششصد ذرع بطرف مغرب مسافت دارد و بقدر یکصد قدم از آنها پست تر و فیمابین اینها وادیی است و این قله را مطبخیه و قلهٔ جنوبی را قصر عنتر گویند. محل دیواردار بیضی شکلی با سنگهای تراشیده در آنجا دیده شود و هیکل مخروبه ای در پهلوی آن، و مغاره ای نیز در نزدیکی همان هیکل واقع است و در فصل زمستان برف از قله بمسافت پنجهزار قدم به اطراف امتداد یابد، لکن در تابستان تماماً آب شده تا ماه دوم پائیز اندکی ماند، لهذا وقتی برای بالا رفتن بر آن کوه بهتر و مناسب تر از سه ماه تابستان نمی باشد و خرس و روباه و گرگ و سایر درندگان در آنجا دیده شود. باید دانست که قله های مسطوره مثل بعضی از کوهها برهنه و خالی از گیاه نیست بلکه انواع علفهای غریبه بر آنها میروید و از قله اش بسیاری از زمینهای اراضی مقدسه و شهرهای صور و صیدا و بحرالروم و کوه کرمل و جرزیم و تپه های اطراف اورشلیم و بحیرةالموت و جلعاد و نبو و وادی اردن و جنیسارت و دمشق و لبنان نمایان است. فتوحات یوشع بن نون تقریباً تا به حرمون بود. (صحیفهٔ یوشع ۱۱:۱۷). و قوم یهود در وصف هیئت و شبنم کوه مرقوم مبالغه از حد نموده اند. (مزامیر ۸۹:۱۲ و ۱۳۳:۳). و لفظ حرمون در کتب عهد جدید بهیچ وجه مذکور نیست لکن بعید نیست که همان کوه تجلی باشد. (انجیل متی ۱۷ و انجیل مرقس ۹). و همواره بر قلهٔ آن کوه ابر بسیار متراکم بود و بزودی پراکنده گردد و گاهی ابرها قطعات مختلف یافت شود و پرواضح است که مسیح قبل از تجلی در قیصریه فیلپس یعنی بانیاس حالیه بوده که در دامنهٔ کوه حرمون واقع و در آنجا مکان های چندی میباشد که با مکان تجلی بخوبی مناسبت دارد و شخص با دقت میتواند بگوید که موقع تجلی همان کوه حرمون بوده است نه تابور چنانکه تقلیدیین گمان برده اند. رجوع به تابور شود. (قاموس کتاب مقدس ص ۳۱۷).[ حَ ] (اِخ) هارمون. یکی از دهات لاریجان است. رجوع به سفرنامهٔ استراباد و مازندران رابینو ص ۱۱۵ و ترجمهٔ آن ص ۱۵۴ شود.
کلمات همقافیه با «حرمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر