معنی حرمتدان
3 بازدید
[ حُ مَ ] (نف مرکب) مقام شناس. آنکه به تربیت و منزلت هرکس رعایت حرمت آن کس کند: خدایگان خردپرور مروت ورز بلندهمت و زایرنواز و حرمت دان.فرخی. همواره پادشاه جهان بادا آن حق شناس حق ده حرمت دان.فرخی. زبان بدگو چونانکه رسم اوست مرا جدا فکند از آن حق شناس حرمت دان. فرخی.
کلمات همقافیه با «حرمتدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر