معنی حرف روی

معنی حرف روی

6 بازدید
[ حَ فِ رَ وی ی ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) یکی از حرفهای قافیه. شمس قیس گوید: حرف آخر کلمهٔ قافیت چون از نفس کلمه باشد آنرا رَویّ خوانند، چنانکه: «زهی بقاء تو دوران چرخ را مفخر». چون حرف راء در کلمهٔ مفخر اصلی است، رَویّ این شعر راء است. و چنانکه: «ای نرگس پرخمار تو مست». چون تاء «مست» از اصل کلمه است، رَویّ این شعر تاء است. و این لفظ از «روا» گرفته اند، و روا رسنی باشد که بدان بار بر شتر بندند، پس چون بناء جملهٔ ابیات اشعار بر این حرف است همچنانست که گوئی جملهٔ ابیات بر این حرف بسته میشود، آنرا به رواء شتر مانند کردند و نامی مشتق از آن نهادند. و معلوم شد و دانسته آمد که حرف که در آخر کلمهٔ قافیت از نفس کلمه باشد شاید که آنرا رَویّ بیت سازند. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص ۱۵۳).

کلمات هم‌قافیه با «حرف روی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید