معنی حرف ردف
6 بازدید
[ حَ فِ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) از حروف قافیه است. شمس قیس گوید: هر الف و واو و یاء که ماقبل رَویّ باشد آنرا ردف خوانند و آن قافیت را مُرْدَف خوانند بسکون راء، بشرط آنکه ماقبل واو مضموم باشد و ماقبل یاء مکسور همچنانکه ماقبل الف ابداً مفتوح باشد و ضمه ماقبل واو در لغت پارسی دو گونه بود مشبعه و ملینه، مشبعه چنانکه حور و سور و ملینه چنانکه ضمهٔ روز و یوز، و همچنین کسرهٔ ماقبل یاء دو گونه باشد مشبعه و ملینه، مشبعه چنانکه کسرهٔ نیل و زنجبیل و ملینه چنانکه کسرهٔ دیر و پریر و متقدمان شعراء متحرک بضمهٔ مشبعه را مرفوع معروف خوانده اند و متحرک بضمهٔ ملینه را مرفوع مجهول و همچنین متحرک بکسرهٔ مشبعه را مکسور معروف و بکسرهٔ ملینه را مکسور مجهول. و هر حرف ساکن غیر حروف مد و لین که ماقبل رَویّ افتد آنرا حرف قید خوانند. و چون ماقبل حرف قید یکی از حروف مد و لین افتد حرف قید را در آن موضع ردف زاید خوانند و ماقبل آنرا ردف اصلی. و چون این مقدمات معلوم شد شعر مُرْدَف دو قسم است: مردف به حرف ردف و مردف به کلمهٔ ردیف. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص ۱۹۰).
کلمات همقافیه با «حرف ردف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دف» برای سرودن شعر