معنی حرفالماء
5 بازدید
[ حُ فُلْ ] (ع اِ مرکب) آب تره. اوتره. سیسنبریون . ماماچم چم. مچی. قردامینی (کردامی). سین. صاحب اختیارات گوید: سیسنفریون. سبزون است و قردامینی (کردامی نا) نیز گویند، از بهر آنکه بطعم قردامومن بود، و آن حُرف است و آن نباتی است که در آب روید مانند قرةالعین چون تر بود گرم و خنک بود در دویم، و چون خشک گردد گرم و خشک بود در سیم. ورق وی پخته و خام خورند بول براند، و چون بشب ضماد کنند بر بثور لبنیه و بروز بشویند زایل گرداند - انتهی. و حکیم مؤمن گوید: نباتی است که در کنار آبها میروید برگش شبیه به برگ ترتیزک و در اول تکون مستدیر و در آخر باتشریف می شود، و او غیر جرجرالماء است، چه جرجرالماء در میان آبهای ایستاده میروید و برگش بی تشریف است. تازهٔ او در دوم گرم و خشک و یابس او در سیم، و مسخن و مدر بول و حیض و جهت علتهای باردهٔ باطنی، و ضمادش جهت قروح و شور و کلف نافع است. داود ضریر انطاکی گوید: اما حرف الماء هو قلیل الحدة یقارب السلق، لطیف، قلیل التحلیل، لانه لاینبت الا فی المیاه فهی تضعف قوته.
کلمات همقافیه با «حرفالماء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر