معنی حرفالسطوح
4 بازدید
[ حُ فُسْ سُ ] (ع اِ مرکب) حرف مشرفی. حرف بابلی. تلسفی . اسارون. خردل فارسی. حشیشةالسلطان. صناب بری. خرفق. خرفوق. حرف. (ابن بیطار). داود ضریر انطاکی گوید: حرف السطوح ما ینبت فی الحیطان و الدور منبسطاً علی الارض متشرف ورقه اذا کبر و یخرج ثمره کالفلکة دقیقةالجانبین، داخلها حب ابیض.
کلمات همقافیه با «حرفالسطوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر