معنی حرضی
5 بازدید
[ حُ ضی ی ] (ع ص نسبی) اشنانی. اُشنان فروش.[ حَ رَ ] (اِخ) ابوبکربن محمدبن ابراهیم حرضی یمانی شافعی زنده در ۸۹۳ هـ . ق. دیوان شعر دارد. و نیز او راست: «روضةالحنفاء فی سیرةالمصطفی». (هدیة العارفین ص ۲۳۸).
کلمات همقافیه با «حرضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر