معنی حرضة
5 بازدید
[ حَ رَ ضَ ] (ع ص، اِ) جِ حَرَض. (منتهی الارب).[ حِ ضَ ] (ع ص) رجل حرضة؛ مرد که بیماری و اندوه وی دراز کشیده باشد. ج، حِرَض.
کلمات همقافیه با «حرضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر