معنی حرامیان
5 بازدید
[ حَ ] (اِ) جِ حرامی. دزدان ره زن : سالی از بلخ با شامیانم سفر بود و راه از حرامیان پرخطر. (گلستان).
کلمات همقافیه با «حرامیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر