معنی حرامنمکی
4 بازدید
[ حَ نَ مَ ] (حامص مرکب) ناسپاسی. نمک ناشناسی. نمک نشناسی. کافری. کافرنعمتی. نمک کوری. کفران : او را در قلعه راه بداد و حرام نمکی ظاهر ساخت. (تذکرهٔ دولتشاه ص ۳۶۴).
کلمات همقافیه با «حرامنمکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر