معنی حرامنمک
4 بازدید
[ حَ نَ مَ ] (ص مرکب) نمک ناشناس. نمک نشناس. نمک بحرام. ناسپاس. کافرنعمت. نمک کور. کافر. کفور.
کلمات همقافیه با «حرامنمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر