معنی حرارة
4 بازدید
[ حَ رَ ] (اِخ) احمدبن علی. محدث رحالة.[ حَ رَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن حرارة بردعی. محدث است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حرارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر