معنی حذر داشتن
5 بازدید
[ حَ ذَ تَ ] (مص مرکب) برحذر بودن. محتاط بودن. پرهیز کردن : ای خردپیشه حذر دار از جهان گر بهوشی پند حجت کار بند.ناصرخسرو. گرت هوش است و هنگ، دار حذر ای خردمند از این عظیم نهنگ.ناصرخسرو. حذر دار از عقاب آز ازیرا که پرزهراب دارد چنگ و منقار. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «حذر داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر