معنی حذال
4 بازدید
[ حَ / حُ ] (ع اِ) آب سرخ که از درخت طلح بیرون آید، یا چیزی است در درخت طلح مشابه صمغ. (منتهی الارب). || چیزی است که از بیخ سلم بیرون آید و آنرا در شیر افکنند و بخورند. (از منتهی الارب). چیزی است که از بن سلم بیرون آید. در شیر افکنند و بخورند. (مهذب الاسماء).[ حِ ] (ع اِ) زعفران مانندی که در گل انار باشد. (منتهی الارب).[ حَ ] (ع اِ) مورچگان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حذال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر